کد خبر : 199316
تاریخ انتشار : 20 دی 1395 11:57
تعداد مشاهدات : 274

کودک باهوش یا کودک توانا؟

شاید در هیچ زمانی از تاریخ بشر، این حجم از تلاش و نگرانی برای تربیت کودکان خلاق و باهوش، در بین والدین وجود نداشته است.


 

اگر سری به پارکهای کودک یا مجتمع های تفریحی مخصوص کودکان زده باشید، کلماتی نظیر کلاس زبان، باله، رباتیک، بیبی انیشتین، خلاقیت، کامپیوتر ، تبلت و ... را بسیار زیاد خواهید شنید. در هر گوشه دو یا چند پدر و مادر را می بینید که مشغول گفتگو راجع به دستاوردهای کودک نوپای خود هستند. آنقدر این موج قوی و فراگیر است که حتی هنگامی که برای اولین بار به یکی از این پارکها رفتم، با احساس اضطراب و نگرانی به خانه برگشتم. به نظر می رسد که این احساس فقط مختص به من نیست و تقریبا تعداد زیادی از پدران و مادران امروزی، آن را تجربه می کنند. همه این پدران و مادران یک دغدغه اساسی دارند : همه آن ها برای تربیت فرزندی باهوش در تلاش و تکاپو هستند.

 

شاید این نگرانی والدین  فقط مربوط به دوران ما نباشد، اما بنظر می رسد که در سال های اخیر پدر و مادر احساس فشار و مسئولیت بیشتری برای تربیت یک کودک باهوش در خود احساس می کنند. در واقع آن ها خود را مسئول  واقعی آنچه کودک آن ها قرار است بشود، می دانند.

 

شاید تمام این ماجرا از وقتی شدت گرفت که آقای گلن دومان که یک فیزیوتراپیست بود، در مشاهداتی که در مرکز بازپروری کودکان دارای ضایعه مغری، داشت متوجه شد که بیشترین رشد فیزیکی مغز در سال اول زندگی کودک است و اینطور استنباط کرد که بهتر است تا سه سالگی ، که سرعت رشد مغز کاهش می یابد، تا آنجا که ممکن است ذهن کودک را تحریک کنیم. کتاب معروف او به نام " چگونه به کودک خود خواندن یاد دهیم" پیش از آنکه اعتبار علمی ادعای او سنجیده شود، با سرعتی خارق العاده به فروش رفت و متد " فلش کارتی" او بی آنکه صدای انتقاد متخصصان رشد کودک به گوش کسی برسد، جای خود را در بین خانواده ها باز کرد. تنها در آمریکا، بیبی انیشتین، که بر اساس این متد وارد بازار شده بود، در یک فاصله زمانی از 1998 تا 2001 فروش خود را از 1 میلیون دلار به 25 میلیون دلار رساند. جالب اینجاست که بسیاری از متخصصان رشد کودک این سیستم را نه تنها غیر مفید ، بلکه حتی مضر دانستند و گزارش هایی که کودکان با استرس بالا را نشان میداد، حامل پیام خوبی نبودند. نقدهای وارد شده به متد آقای دومان از طرف محققان و درخواست آن ها از دومان برای انجام تست هایی با متدولوژی علمی و ارزیابی روش او ، به جایی نرسیده است و اکنون که موسسه دومان از نظر مالی کاملا به یک بیزینس خودکفا تبدیل شده است، هر گونه تلاش برای به آزمون گذاشتن متد او را بی نتیجه کرده است.

 

آنچه به عنوان واقعیت  نگران کننده است ، آگاهی و دانش کم والدین  در امر تربیت و پرورش فرزند است که عرصه را برای سودجویی افراد سو استفاده گر مهیا میکند. پدران و مادران نسبت به نیازهای کودک و تناسب هر فعالیت با سن کودک ، مطالعه و دانش بسیار کمی دارند و موج رسانه ای که داشتن "کودک باهوش" را ارزش می شمارد، به استرس های آنها دامن میزند. ای گونه می شود که کودک سه ساله ای که هنوز نمی تواند با قیچی یک تکه کاغذ را ببرد، میتواند مثل بلبل انگلیسی حرف بزند و کودک شش ساله ای که در مدرسه  حتی نمی تواند یک مداد را در دست خود نگه دارد، پایتخت بسیاری از کشورهای نقشه جغرافیا را میداند.

 

خبر بسیار بد این است که اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال دارد چندین سال بعد داشتن کودکی که به چند زبان زنده دنیا مسلط است یا در پنج سالگی روبات طراحی

کرده است، نمودی از خلاقیت نباشند و کودک خلاق معنای کودکی را بدهد که بتواند از اعضای بدنش برای حرکت استفاده کند و توانایی ارتباط برقرار کردن با همنوعان خود را داشته باشد.

 

شاید بد نباشد که پیش از همراه شدن با استانداردهایی که رسانه برایمان میسازد و نوید تربیت بتهوون و داوینچی های بعدی را میدهند، کمی فکر و تحقیق کنیم. به این فکر کنیم که آیا بعنوان والدین یا آموزش دهندگان کودک ، تمام مسوولیتی که در قبال کودکان مان داریم به فرستادن او به کلاسهای جورواجور ختم میشود یا داستان ابعاد دیگری هم دارد.

 

مولف و گردآورنده : نیلوفر کشاورز


نظر شما



نمایش غیر عمومی
اثر قبلی
اثر قبلی
تعداد آثـار
378
تعداد مراکز آموزشی
36
تعداد اعضای سایت
594
اثر قبلی
تمــاس با مــــــــــا
اثر قبلی
: پست الکترونیک
honar@tebyan.com
:شماره تلفن
81202203
:آدرس
تهران،خیابان نادری،نبش حجت دوست ، پلاک 12