کد خبر : 243027
تاریخ انتشار : 29 مرداد 1397 10:40
تعداد بازدید : 241

تکنیک استخوان ماهی

تکنیک استخوان ماهی یعنی شناسایی راه حل مسائل براساس سلسله مراتب، پیچیدگی و اهمیت راه کارها.




روش، تکنيک يا نمودار استخوان ماهي (Fish bone Diagram) به نام هاي متعددي شناخته شده است از قبيل نمودار ايشيکاوا، نمودار علت و معلولي، استخوان ماهي، اسکلت ماهي و چند نام ديگر . اين تکنيک توسط پرفسور ايشيکاواي ژاپني از دانشگاه توکيو ابداع و طراحي شده و به مرور جايگاه خاصي در بين مديران و اهالي تفکر پيدا کرده است.

هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه عوامل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسأله است اما توسط افراد به تنهایی نیز قابل استفاده است.

دلیل نام گذاری این فرآیند به استخوان ماهی روش منحصر به فرد جمع آوری اطلاعات است که به صورت بصری مرتب می شود. هنگامی که مسأله و علل آن ثبت می شود نموداری تشکیل می گردد که شبیه به اسکلت ماهی است.مسأله در دایره و سمت راست کاغذ نوشته می شود یک خط مستقیم به سمت چپ کشیده می شود که بیشتر شبیه ستون فقرات ماهی است. گام بعدی ترسیم ساقه ها یا به عبارتی تیغ های ماهی با زاویه ۴۵ درجه ی متصل به ستون فقرات است. در پایان هریک از این ساقه ها علل مسأله نام برده می شود که می توان از طریق بارش فکری به آن پرداخت. در صورت لزوم می توان ساقه های اضافی به آن افزود. برای تحلیل بیشترهرعلت می توان به هرساقه، شاخه هایی را افزود. عللی که دارای حداقل پیچیدگی هستند در قسمت دم ماهی، و علت هایی که بینابین هستند، به صورت یک زنجیر پیوسته و از کمترین پیچیدگی به بالاترین پیچیدگی از سرماهی تا دم ماهی نوشته شوند. نمودار استخوان ماهی را می توان طی بیش از یک جلسه، از طریق بارش فکری بررسی نمود. ایشیکاوا این فرآیند را به عنوان فرآیندی که مسأله خود را روی سر ماهی می نویسید وسپس یک شبه آن را می پزید توصیف می کند.اگر از این تکنیک در بیش از دو جلسه استفاده شود افکار جدید ممکن است از سه معلول اصلی برخیزد.

نحوه استفاده از تکنیک استخوان ماهي
روش انجام اين تکنيک بسيار ساده است که مي تواند در يک يا بيش از يک نشست به شکل گروهي يا فردي انجام شود ولي پيشنهاد مي شود که اين روش به صورت گروهي صورت گيرد و با بهره گيري از بارش فکری تمامي شاخه ها و اجزاي مسئله مورد بررسي و واکاوي قرار گيرد.
گام اول:ابتدا مسئله را شناسايي و تعريف مي کنيم.
گام دوم: پس از شناسايي و تعريف مسئله، آن را داخل دايره و در سمت راست برگه کاغذ مي نويسيم.
گام سوم: يک خط مستقيم به سمت چپ مي کشيم که در واقع اين خط شبيه به ستون فقرات ماهي است .
گام چهارم: حالا نوبت به تيغه هاي ماهي است که براي ترسيم آن خطوطي مورب را با زاويه 45 درجه نسبت به خط ستون فقرات ماهي ترسيم مي کنيم.
گام پنجم: در اين مرحله هر يک از تيغه ها را که نشان دهنده علت هاي اصلي مسئله است، از طريق بارش فکری بررسي و و واکاي مي کنيم و در برابر هر يک از خطوط مورب يکي از دلايل اصلي را که منجر به بروز مسئله شده است مي نويسيم.
گام ششم: در اين مرحله در صورتي که لازم ديديم مي توانيم زير شاخه هايي را به تيغه هاي ماهي براي تحليل بيشتر اضافه کنيم و مي توانيم در هر يک از شاخه هايي که عوامل اصلي بروز مسئله را نشان مي دهند، دقيق تر شده و عوامل جزئي تري که باعث بروز مسئله شده است را اضافه کنيم. اين روند و اضافه کردن زير شاخه ها را تا هر سطحي که لازم است ادامه مي دهيم تا در نهايت به مجموعه اي از عوامل تاثير گذار که باعث ايجاد مسئله شده اند برسيم.
گام هفتم: در اين مرحله بايد علت ها را اولويت بندي کنيم به اين ترتيب علت هايي که داراي پيچيدگي کمتري هستند نزديک به سر ماهي و علت هايي که داراي پيچيدگي زيادتري هستند نزديک به دم ماهي قرار مي دهيم.
گام هشتم: اين مرحله؛ گام تجزيه و تحليل تيغه ها يا شاخه ها است. در اين مرحله قصد ما انتخاب علت هايي است که مهمتر از بقيه هستند و بايد به آنها توجه بيشتري در زمان حل مسئله شود.
گام نهم: بعد از دسته بندي و اولويت بندي مي توانيم به رفع عوامل بروز مسئله بر مبناي اولويت بندي بپردازيم تا در نهايت با رفع تمام عوامل بروز مسئله، بتوانيم مشکل اصلي خود را برطرف نماييم.
اما نکته اي که بايد به آن توجه ويژه نمود اين است که بررسي و حل کردن تمام عوامل بروز يک مسئله براي زماني که مسئله مربوطه، کوچک و ساده باشد قابل انجام است. اما زماني که مشکل مورد نظر بزرگ و پيچيده مي شود، به طور معمول، عوامل بروز آن مشکل هم زياد مي شوند. در چنين شرايطي اگر بر اساس نمودار استخوان ماهي، عوامل بروز مسئله را شناسايي کرده باشيم، داراي تعداد زيادي استخوان هاي ريز هستيم که هر کدام بيانگر يکي از عوامل بروز مشکل هستند. به طوري که از نظر زماني و امکانات در دسترس، ديگر قادر به بررسي و حل کردن تمام موارد پيدا شده در نمودار استخوان ماهي نيستيم. در چنين وضعيتي بايد به نحوي بتوانيم عوامل بروز مشکل را اولويت بندي کنيم و بر اساس اولويت و محدوديت هاي زماني و امکاناتي که داريم نسبت به حل مشکل اقدام نماييم.

مزاياي تکنیک استخوان ماهي:

  • با استفاده از اين روش ، فرد يا گروه،مي تواند تمام اجزاي مسئله را بررسي کند و بعد تصميم گيري کند.
  • اين تکنيک،روابط بين علل را به شکل بصري نمايش مي دهد و باعث مي شود اهميت نسبي علت ها مشخص گردد.
  • باعث تشويق و بروز خلاقيت مي شود زيرا توجه فرد را به ابعاد مسئله کاناليزه مي کند.
  • باعث جلوگيري از محدود نگري و افزايش کل نگري مي شود و به فرد يا گروه اين امکان را مي دهد تا تمام ابعاد مسئله را بررسي کند.
  • فرايند مکتوب و نموداري بودن اين روش باعث افزايش تمرکز شده و امکان بازبيني هوشمندانه را به فرد يا گروه ارائه مي دهد .
  • يک تصوير کلي از مسئله را پيش روي ما قرار مي دهد و ما به راحتي مي توانيم با در نظر گرفتن اولويت هاي منطقي، شروع به حل مسئله کنيم.

در نهايت بايد گفت روش هاي زيادي وجود داردند که با بهره بردن از آن ها مي توان دست به حل مسئله زد. از روش هاي ساده گرفته تا روش هاي سيستماتيک. اما در مورد تکنیک استخوان ماهي بايد توجه کرد که اين روش بيشتر يک تکنيک گروهي شناسايي مسئله است که ريشه هاي اصلي بروز مشکل را براي ما نمايان مي سازد اما در صورتي که به خوبي و توسط افراد کارآمد به کارگرفته شود مي تواند به عنواني روشي موثر براي حل مسائل مورد استفاده قرار گيرد.


منابع:

آکادمی تفکر،creativityngo

 

آثار نمایشگاه