کد خبر : 249153
تاریخ انتشار : 6 آبان 1397 9:15
تعداد بازدید : 47

تقلید در کودکان (بخش اول)

تقلید رفتاری است که از طریق آن یک فرد رفتار فردی دیگر را مشاهده کرده و آن را تکرار میکند.


تقلید انتقال اطلاعات (رفتارها، سنت ها و غیره) بین افراد و نسل های متوالی را بدون نیاز به به دخالت وراثت ژنتیکی را ممکن میسازد.گستره مفهومی لغت تقلید بسیار وسیع است و زمینه هایی مانند آموزش حیوانات تا سیاست بین المللی را در بر می گیرد.

درمورد تقلید کودکان سوالی که مطرح می شود آن است که چرا اصولاً کودکان تقلید می کنند؟ نظریه پردازان معاصر می گویند که تقلید پدیده ای است همگانی و مربوط به  توانایی است که در ذات نوع بشر است.

در حقیقت تقلید کودک مثل شناکردن ماهی و پرواز پرندگان است که هر دو نمایان گر توانایی های اولیه ای است که در مراحل اولیه رشد ظاهر می شود.

تقلید دو خصوصیت مهم دارد. اول آن که باید تکرار رفتاری باشد که سرمشق (والدین) انجام داده است. دوم این که باید انتخابی باشد، یعنی پاسخی که ما به تقلید می گوییم باید در برابر صرفاً یکی از رفتارهای سرمشق باشد نه در برابر تعداد زیادی از شرایط مختلف انگیزشی.

اگرچه بسیاری از روانشناسان گفته اند که نوزادان یا کودکان یک ماهه از حرکات صورت بزرگسالان مانند بازکردن دهان، تقلید می کنند ولی هنوز هم بر سر انتخابی بودن این تقلید توافق نیست. کودک در 7 یا 8 ماهگی می تواند تقلید انتخابی کند و در طی سال های بعد تعداد آن بیشتر و پیچیده تر می شود.

دوره های تقلید

1. از تولد تا دو سالگی: تقلید حسی ـ حرکتی

مرحله اول: مرحله بازتاب های کلی است و تقلید به شکل فراهم سازی های بازتابی است. یعنی، بدین ترتیب مقدمات تقلید فراهم می شود. غالبا محرک هایی که در محیط کودک قرار می گیرند در این سطح در حکم تحکیم کلی اعمالی هستند که کودک انجام می دهد. مثلا اگر کودک گریه کند ممکن است گریه سایر اطفال موجب تقویت یا تحکیم گریستن او شود.

مرحله دوم: نخستین عادات شکل می گیرند و زمان بروز واکنش های دورانی نخستین و تحقق بازتاب های شرطی است. تقلید جنبه گاه گاهی دارد. در این مرحله تقلید را می توان در سه شکل مشاهده کرد:

الف. سرایت صوتی: کودک بیشتر تحت تاثیر صدای محرک های صوتی قرار می گیرد اما دقیقا همان اصوات را تقلید نمی کند بلکه آن صداها فعالیت های کمابیش مشابهی در وی به وجود می آورند.

ب. به صورت تقلید متقابل: در این مرحله حرکات یا صداهایی که کودک از خود بروز می دهد اگر در حوزه دید او تکرار شوند کودک پس از مکثی، دوباره آن ها را انجام می دهد.

ج. تقلید گاه گاهی: ممکن است طفل موقعیت های ناشناخته ای را تقلید کند، منتهی در حد بسیار محدود و آن هم گاه گاهی.

مرحله سوم: در این مرحله کودک به تقلید نظام دار اصواتی که مربوط به خود وی هستند می پردازد. اگر الگوهایی حضور داشته باشند کودک می تواند از این الگوها که در زمینه تولید صوتی است استفاده کند. اما هنوز تقلید به صورت مجموعه حرکات و اصوات است و مطابقت جزء به جزء برای کودک ممکن نیست.

مرحله چهارم: در این مرحله، مقدمات تقلید حرکات نامرئی وجود دارد و از نظر تقلید نظام “ردها” تشکیل می شود. یعنی با داشتن یک نشانه محسوس یا ملموس کودک قادر است که از یک الگو تقلید کند؛ تقلیدهایی که با تجسس ضمنی یا پیگردی همراهند، بدین ترتیب که کودک بلافاصله قادر نیست از یک موقعیت یا الگو استفاده کند بلکه قادر است لااقل مطابقت اعضاء را به صورت حسی با مدل یا الگو کشف کند.

مرحله پنجم: حد این مرحله چنان است که تقلید موقعیت های نامرئی یا قسمت های نامرئی بدن به صورت آسان تر و به شکل نظام دار قابل انجام است. مثلا اگر انگشت را روی پیشانی بگذاریم کودک سعی می کند که این عمل را انجام دهد، اما در آغاز انگشت را به سوی چشم برده و سپس با یک سلسله جابجایی ها موقعیت تقلید را به طور کامل انجام می دهد.

مرحله ششم: در این مرحله روان بنه ها درونی شده و ظرفیت تقلید در غیاب الگو بروز می کند. به تدریج فرایند ذهنی کودک به مرحله ای از تحول می رسد که می تواند روان بنه هایی از موقعیت را برای خود مجسم کند، یعنی فعالیت تقلیدی را از زمینه منحصرا حسی ـ حرکتی یا عمل جدا کند. البته این تقلید در ابتدا در حوزه ای نزدیک عمل می کند و سپس با فواصل فضایی و زمانی بیشتر انجام می پذیرد. مثلا در آغاز کودک نمی تواند دستش را پشت گردنش بگذارد یا وقتی امکان مطابقت دادن جزء با جزء نیست به این حالت دست یابد، ولی به دنبال تحول و مخصوصا از مرحله ششم به بعد توانایی تقلید بدون الگو در وی گسترش می یابد.

2. از دو تا هفت سالگی: تقلید پیش عملیاتی

در این دوره که آن را “نیمدوره اول دوره دوم تحول” می نامند و سازمان روانی در حال تغییر و گسترش است تقلیدها از چارچوب حسی ـ حرکتی جدا شده و جنبه تقلید تجسمی به خود می گیرند. در دوره قبل، کودک از مدل هایی تقلید می کند که می بیند و می شنود. البته گاهی از مدل هایی تقلید می کند که قبلا آن ها را دیده است ولی اکنون در مقابلش نیستند، بی آنکه تجسم در این کار نقش داشته باشد. اما در دوره دوم، کودک از نمونه هایی تقلید می کند که هم اکنون قابل ادراک نیستند. برای مثال ادای کودکی را درمی آورد که در حال حاضر حضور ندارد و قبلا او را دیده است(یا مثلا به عروسک خود غذا می دهد). در بسیاری از فعالیت های کودک به خصوص آن قسمت از فعالیت ها که جنبه تخیلی دارند مساله تقلید در کار است. در بسیاری از بازی ها وقتی که جنبه سازندگی یا تخیلی پیدا می کنند از مساله تقلید استفاده می شود. در بازی های رمزی هم از مکانیزم تقلید استفاده می شود. یعنی برای رمزها یا تصاویری که مجسم می شوند از تقلید استفاده می شود.

3. از هفت سالگی به بعد

دوره سوم تحول تقلید از هفت سالگی به بعد است. فرایندهای عقلی در این دوره، تحول بیشتری پیدا کرده و جنبه عملیاتی به خود می گیرند. پس تقلید واجد جنبه تعقلی یا عملیاتی و تابع مکانیزم های اصلی هوش می شود. تقلید در این دوره با مسایل اصلی نظام روانی فرد درآمیخته است. یعنی وارد مجموعه اصلی می شود و اگر در آغاز دوره حسی ـ حرکتی به تدریج از جنبه برون سازی روان بنه ها که در ابتدا بیشتر جنبه درون سازی داشتند جدا می شد، در این دوره دوباره با پیوستن به جنبه های بیشتری از درون سازی وارد مجرای اصلی یعنی مکانیزم “هوش” می شود. پس به این ترتیب تقلید در سه دوره تحول می یابد و با سایر کنش ها یا مؤلفه های روانی در رابطه است.


منابع:

توتویو، سیمرغ

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
آثار نمایشگاه
اثر قبلی
اثر قبلی
تعداد آثـار
25800
تعداد افراد آنلاین
25800
تعداد اعضای گروه
25800
اثر قبلی
تمــاس با مــــــــــا
اثر قبلی
: پست الکترونیک
honar@tebyan.com
:شماره تلفن
81202203
:آدرس
تهران،خیابان نادری،نبش حجت دوست ، پلاک 12